صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

191

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) طليعهء هجرت پس از پايان پيمان دوم عقبه و راه رستگارى اسلام به دليل فراهم گشتن وطنى [ ديگر : يثرب ] در وسط صحراى عربستان كه كفر و نادانى در آن موج مىزد . بىگمان ، گشودن دروازهء اين وطن جديد بر روى مسلمانان ، بزرگترين موفقيّت براى آنان از آغاز وحى به شمار مىآمد ؛ و پيامبر اجازه داد تا به آنجا مهاجرت كنند . مهاجرت يعنى ، از دست دادن آسايش ، اموال و سرمايه و تنها خود را از مهلكه نجات دادن و اين كه ؛ [ انسان ] دريابد كه كارى مباح ، ولى خطرناك است ؛ زيرا انسان گاهى در آغاز و فرجام راه نابود مىشود و به سوى آيندهء تاريكى گام برمىدارد و نمىداند بازى روزگار چه حوادث غمناك و آشفته‌اى پيش مىآورد . مسلمانان ، مهاجرت آغاز نمودند و از همهء رويدادهاى احتمالى آگاه بودند و مشركان نيز از مهاجرتشان جلوگيرى مىكردند ؛ چون از مهاجرتشان بيم داشتند . اينك به چند نمونه توجه كنيد : ( 2 ) 1 - اولين مهاجر به يثرب ابو سلمه بود كه بنا به نظر ابن اسحاق يك سال پيش از عقبهء كبرا با همسر و پسرش آمادهء هجرت شد ؛ اما وقتى بار سفر بست ، نزديكان همسرش به او گفتند : اين هواى نفس است كه بر تو چيره شده . با همسرت چه كار خواهى كرد ؟ مگر مىگذاريم او را به سرزمين دور دست ببرى ؟ همسرش را از او گرفتند . خانوادهء ابو سلمه خشمناك شدند و گفتند : ما هم نمىگذاريم اين پسر با مادرش باشد ؛ چون شما از رفتن همسر ابو سلمه جلوگيرى نموديد . پس از كشمكش فراوان ، سرانجام خويشاوندان ابو سلمه پسرش را پيش خود بردند و ابو سلمه نيز به تنهايى به سوى مدينه رهسپار گشت . همسرش پس از مهاجرت شوهر و